تبلیغات
عمارامروز - خاطره بنزین...........
یکشنبه 29 اسفند 1389

خاطره بنزین...........

   نوشته شده توسط: خادم اسلامی    

سلام

امروز تو خیابون بودم ،دیدم عجب ترافیکی بود همه ماشینها تک سر نشین بودن ،آقا همینطوری بنزین بودکه میسوخت، همینطوری که داشتم سیر میکردم یاد یه خاطره از بابام افتادم که میگفت

سال 52 پنجاه و بود که تو زمستون یک روز صبح حالش بد شد بعد میخواستن با یه ماشین که پیدا نمی شد  و بنزین گیر فلک نمی اومد برن بیمارستان ،تو همین حولو ولا یکی از همسایه ها میاد به بابام میگه من یک آفتابه بنزین دارم ،بریم بیمارستان خلاصه کنم رفتن بیمارستان و مشکل حل شد

نتیجه: زمان شاه ملعون بنزین نبود ملت برن تا پارک لویزان حالشو ببرن

حالا بعد انقلاب بنزین مثل ریگ بیابون تو پمپای بنزین خیابون ها ریخته بعدشم همه یه پراید خریدن دارن تو خیابون  دور میزنن و حاشو میبرن

امام خمینی (ره) خدا خیرت بده  اومدی همراه با شما مردم انقلاب کردن همه ماشین دار شدن همه محترم شدن همه حالشو بردن ،هرکی نیتونه انقلاب اسلامی مارو ببینه بره بمیره

 

درود برامام خمینی(ره) وامام خامنه ای (حفظه الله)

 

مرگ بر شاه و اصحابش و شاهیون و طاغوتیون و..........................